ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
436
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) مىگفته است * خداوند براى پيامبر ( ص ) فتحى پيش آورد ، من به حضور ايشان رفتم و چندان نزديك شدم كه جامهام به جامهء ايشان مىخورد . گفتم اى رسول خدا ! اسبها را يله و رها كردهاند و سلاح را گوشهيى نهادهاند و مىگويند جنگ به پايان رسيده و بار بر زمين نهاده است ، پيامبر فرمودند ياوه مىگويند ، هم اكنون گاه جنگ فرا رسيده است ، هم اكنون ، خداوند همواره دلهاى كسانى را كه با شما جنگ مىكنند به بيم مىاندازد و شما را پيروزى بر ايشان مىدهد و تا هنگام فرا رسيدن فرمان خدا - رستخيز - آنان همينگونهاند و جايگاه اسلام و خانهء آن شام است . گويد اشعث بن شعبه هم ، از ارطاة بن منذر ، از ضمرة بن حبيب ، از خالد بن اسد بن حبيب از سلمة بن نفيل حديث ديگرى نقل مىكند كه مىگفته است * از پيامبر ( ص ) پرسيدم آيا تاكنون از آسمان براى تو غذا آمده است ؟ فرمود آرى ، پرسيدم آيا چيزى از آن باقى نمىماند ؟ فرمود چرا . پرسيدم با آن چه مىشود ؟ فرمود به آسمان برده مىشود . يزيد بن اسد بن كرز بن عامر بن عبد الله بن عبد شمس بن غمغمة بن جرير بن شق كاهن بن صعب بن يشكر بن رهم بن افرك بن نذير بن قسر بن عبقر بن انمار كه همان بجيلة است ، او به حضور پيامبر آمده و از آن حضرت يك روايت نقل كرده كه چنين است . عثمان بن محمد بن ابى شيبه ، از هشيم ، از ابو حكم يسار ما را خبر داد كه مىگفته است * از خالد قسرى شنيدم كه مىگفت پدرم از پدر بزرگم براى من حديث كرد كه مىگفته است پيامبر ( ص ) به من فرمود « اى يزيد بن اسد ! براى مردم همان چيزى را دوست بدار كه براى خود دوست مىدارى » . واقدى و جز او گفتهاند يزيد بن اسد نه در كوفه ساكن شده و نه از كسانى بوده كه به روزگار عمر بن خطاب در كوفه براى خود زمينى را مشخص كردهاند ، او ساكن شام شده است . خالد بن عبد الله بن يزيد قسرى از فرزندزادگان اوست كه براى وليد بن عبد الملك ولايت مكه را و براى هشام بن عبد الملك ولايت عراق را عهدهدار بوده و براى خود در كوفه زمينهايى را مشخص كرده است و در آن شهر براى خود خانه ساخته است و بسيارى از اعقاب او در آن شهر باقى ماندهاند .